خنده دار
وقتی بچه بودیم زنگ یه خونه رو که میزدیم در نمیرفتیم،وامیستادیم تاصاحبخونه در رو باز کنه بعد قدم زنان از جلوش رد میشدیم!
اونم محاسبه میکرد با خودش میگفت:کسی که زنگ رو زده الان رسیده سر کوچه پس اینا نیستن!!
از همون طفولیت علم فیزیکمون خوب بود
یادش بخیر چقدر اسکل بودیم.نیم ساعت دست به سینه مینشستیم تا مبصر اسممون رو جزو خوبهای کلاس بنویسه.بالاش هم ستاره بذاره :| بعد معلم میومد بدون نگاه کردن به لیست خوبها و بدها تخته رو پاک میکرد :| و چقدر اسکل تر بودیم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستیم :
مغز آدم هم عجیب جونوریه ! یادش میمونه که یه چیزی یادش رفته اما یادش نمیمونه که چی یادش رفته !
چرا بند ِ کفش ُ گره میزنی باز میشه ، هدفون ُ باز میذاری گره میخوره ؟!؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۷:۴۰ ب.ظ توسط محمدرضاسلمانی ندوشن
محلی است برای به اشتراک گذاشتن مطالبی که شاید به دنبال آن میگردید