صرفا برای خنده
مورد داشتيم پسره ميخواسته بره پادگان ديرش شده بوده به جاي پوتين چکمه هاي خواهرشو ميپوشه ميره پادگان هيشکيم نميفهمه
تازه ميگن واسه تميزي چکمه هاش دو روزم تشويقي گرفته!!!!!
مورد داشتيم پسره ميخواسته بره پادگان ديرش شده بوده به جاي پوتين چکمه هاي خواهرشو ميپوشه ميره پادگان هيشکيم نميفهمه
تازه ميگن واسه تميزي چکمه هاش دو روزم تشويقي گرفته!!!!!
ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ
ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﻨﻨﺪﻩ : ﺩﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﺋﯽ 500 ﻋﺪﺩ ﺁﺟﺮ ﺩﺍﺭﯾﻢ، 1 ﻋﺪﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ . ﺍﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﻋﺪﺩ ﺁﺟﺮ ﺩﺍﺭﯾﻢ ؟
ﻣﺘﻘﺎﺿﯽ : 499 ﻋﺪﺩ !
ایـن یـه اعصـاب سنـج هست کـه بـا مـوس کـار می کنـه ...............
هـرکـی تـا مرحلـه چهـار تـونست بـره جایـزه خوبـی داره
آماده اید؟ اینجا کلیک کنید
شايد اشكال كار اينه چون بخشی از نژاد آريايي از ٢ قوم مادها و پارتها بوجود اومدن!
براي همين تمام مشكلات تو مملكت يا از طريق پارتی حل ميشه يا مادی
نوروز با همه آداب و رسومی که دارد، در فرهنگ عامه پر از تبصره و قاعده و قانون است. این که سال از کدام روز هفته شروع شود، مقارن با نام کدام حیوان باشد، غذای لحظه سال تحویل چه باشد و رخت و لباسش چه، همه در خرافههای عامیانه تهران قدیم تعریف و تفسیر دارند
آیا از زندگی خسته شده اید؟
.
آیا در بیشتر مواقع احساس یاس و اندوه می کنید؟
روزی ملانصرالدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد.
مایکل به جلو نگاه کرد و مرد سیاهپوش را دید که به او زل زده بود.یاد دوستش جیمی افتاد
که همیشه در مورد این مرد سیاهپوش میگفت:
-اون یک زندانبان مخصوصه که تا خودت قبول نکنی حکم زندان را برات نمی خونه.!
مایکل نگاهی به هم بندش انداخت که با اشتیاق به او نگاه می کرد و بعد به یاد همکارش
وقتی بچه بودیم زنگ یه خونه رو که میزدیم در نمیرفتیم،وامیستادیم تاصاحبخونه در رو باز کنه بعد قدم زنان از جلوش رد میشدیم!
اونم محاسبه میکرد با خودش میگفت:کسی که زنگ رو زده الان رسیده سر کوچه پس اینا نیستن!!
از همون طفولیت علم فیزیکمون خوب بود
یادش بخیر چقدر اسکل بودیم.نیم ساعت دست به سینه مینشستیم تا مبصر اسممون رو جزو خوبهای کلاس بنویسه.بالاش هم ستاره بذاره :| بعد معلم میومد بدون نگاه کردن به لیست خوبها و بدها تخته رو پاک میکرد :| و چقدر اسکل تر بودیم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستیم :
مغز آدم هم عجیب جونوریه ! یادش میمونه که یه چیزی یادش رفته اما یادش نمیمونه که چی یادش رفته !
چرا بند ِ کفش ُ گره میزنی باز میشه ، هدفون ُ باز میذاری گره میخوره ؟!؟
سیاستمدار: کسی است که می تواند به
شما بگوید به جهنم بروید منتها
به نحوی که شما برای این سفر لحظه
شماری کنید
|
گویند مرا چو زاد مادر |
|
پستان به دهان گرفتن آموخت |
|
شبها بر گاهواره ی من |
|
بیدار نشست و خفتن آموخت |
|
دستم بگرفت و پا به پا برد |
|
تا شیوه ی راه رفتن آموخت |
· 1:عمرا 11تا زن یه جور لباس بپوشن
2:عمرا بازی بعد همون لباسو بپوشن
پاسبان مردی به راهی دید و گفتا کیستی؟
گفت:فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام
گفت : از بهر چه می رقصی و بشکن می زنی ؟
گفت : چون دارای شور و شوق فوق العاده ام
اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!
یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: کارشناس مسائل یمن!
من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده!
فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته! یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!
میگه به خدا راس می گم، طرف میگه نه! اگه راس میگی بگو به جون مامانم!
رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین میگه کرم فقط ساویز داریم.
یکی لکنت زبان داشته ،
زنگ میزنه اورژانس که بیاد جنازه همسیاشونو که مرده ببره ،
...
چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز
بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
· دایم به فکر کار دوم است.
· از غذا همیشه ناراضی است.
مردی جیره غذایی الاغ خود را نصف کرد دید الاغ باز هم مثل گذشته کار می کند! باز هم نصف کرد و الاغ باز هم کار کرد !! مرد به طمع افتاد و جیره را قطع کرد الاغ سرش را پایین انداخت و بعد از یک هفته مُرد!a
صاحب خرعزادار خر خود بود و به شدت زاری میکرد .
وقتی دوستان دلداری اش دادند ، در جواب گفت ،
دلم میسوزد که تازه عادت کرده بود چیزی نخورد و کار کند !!!
چنین گفت رســتم به سهـــراب یل
که من آبـــرو دارم انــــــدر محـــل
مکن تیز و نازک ، دو ابـروی خود
دگر سیخ سیـخی مکن؛ مـوی خود
1- مهمترین چیز براشون امنیت مالیه
2- با این حال باز هم میرن خرید و لباس های گرون قیمت میخرن
3- با این که این همه چیزای گرون میخرن ولی هیچ وقت هیچی واسه پوشیدن ندارن
بیست و یکم ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ 2012 ميلادي برابر با اول دي ماه 1391 خورشيدي
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﭘﯿﺸﮕﻮﯾﯽ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻣﺎﯾﺎ ﻭ ﻧﻮﺳﺘﺮ آﺩﺍﻣﻮﺱ
بیست و یکم ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ 2012 ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﻧﯿﺎﺍﺳﺖ!

زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟
خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر تو را بكشند، به شوهرت
شصت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب صد و بیست میلیون می شوی !!!
زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر