![]() |
![]() |
|
| کشکولی است حاصل شده از گردآوری هر مطلب زیبایی که در جایی می بینم یا از ذهنم می تراود |
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 10:13 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
روزي خانمي سخني را بر زبان آورد كه مورد رنجش خاطر بهترين دوستش شد، او بلافاصله از گفته خود پشيمان شده و بدنبال راه چاره اي گشت كه بتواند دل دوستش را بدست آورده و كدورت حاصله را برطرف كند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 10:13 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
روی این لینک کلیک کنید. یک صفحه سیاه ظاهر میشود. ماوس خودرا هرجای صفحه و همه جای آن کلیک کنید، ببینید چه اتفاقی میافتد. سپس ماوس را کلیک کنید و در همان حال به همه جای صفحه بکشید و ببینید چطور میشود. Click on the below link. You will get a black page. Click your mouse anywhere (& everywhere) on the page & see what happens! Better yet, click & drag your mouse over the black page. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 10:12 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
تنها شانسي كه همه ما انسانها در آن به يك اندازه موفق بوده ايم، شانس زندگي است. ما زنده ايم و اين بزرگترين هديه اي است كه ميتوانستيم در هستي دريافت كنيم. ما از بين ميلياردها ميليارد موجودي كه هرگز حتي اجازه يك لحظه موجوديت نيافتند، اين شانس را پيدا كرديم كه به هستي پا بگذاريم و خود و زندگي را براي يكبار هم كه شده تجربه كنيم.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 8:46 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند.به نظر می رسید وضع مالي خوبي نداشته باشند . شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال داشتند ولباس هايي کهنه در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زيادي در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر نيز بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می خواهید؟ پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه، قیمت بلیط ها را اعلام كرد . پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی از فروشنده بليط پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟! متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد تغيير كرد و نگاهي به همسرش انداخت . بچه ها هنوز متوجه موضوع نشده بودند و همچنان سرگرم صحبت در باره برنامه هاي سيرك بودند . معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. و نميدانست چه بكند و به بچه هايي كه با آن علاقه پشت او ايستاده بودند چه بگويد . ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد! مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: متشکرم آقا. مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد... بعد از این که بچه ها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتيم و من در دلم به داشتن چنين پدري افتخار كردم و آن زيباترين سيركي بود كه به عمرم نرفته بودم . ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم. جانسون |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 8:41 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
مردی به پدر همسرش گفت : عده زيادي شما را به خاطر زندگی زناشوئی موفقی
که دارید تحسین میکنند. ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید؟ پدر با لبخندی پاسخ داد: هرگز همسرت را به خاطر کوتاهیهایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده. همواره این فکر را در یاد داشته باش که او به خاطر کوتاهیها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 8:38 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 بهمن1390ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
بدن انسان سالم از هر جواهری گرانبها تر است- تسونگ کاپا
1-شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 بهمن1390ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
آيا ميدانستيد برخيها واژههاي زير را که همگي فرانسوي هستند فارسي ميدانند؟ آسانسور، آلياژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بليت، بيسکويت، پاکت، پالتو، پريز، پلاک، پماد، پوتين، پودر، پوره، پونز، پيک نيک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تيراژ، تور، تيپ، خاويار، دکتر، دليجان، دوجين، دوش، دبپلم، ديکته، رژ، رژيم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زيگزاگ، ژن، ساردين، سالاد، سانسور، سراميک، ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 9:13 قبل از ظهر توسط محمدرضاسلمانی ندوشن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تصویر طلوع خورشید و گسترش روز بسمت اروپا را به این نیت انتخاب کردم که باور کنیم هرچه بالاتر به مسائل نگاه کنیم زیباتر و قابل درک تر هستند به امید روزی که کوته فکری از بشر دور شود(تماس با نویسندهrezasalmani2003@yahoo.com )
|
| آرشیو موضوعی |
|
علمی شعر داستان طنز تاریخ روانشناسی و شخصیت ادبیات فرهنگ وسنت ها مشاهیر ایران وجهان پند واندرز عکس ونقاشی مقالات خاطرات سرگرمی اجتماعی دیدنیهای جهان |
| پیوندها |
|
دکترمحمدعلی اسلامی ندوشن تبدیل ساز به خط میخی حرف دل2 وبلاگ پزشكي ورودي 69 شيراز نقد فیلم های روز دنیا |
|
RSS
|