در چند سال اخیر تغییرات زیادی در ناوگان اتوبوس‌رانی بین‌شهری کشوری و محل‌های استراحت در جاده‌ها به وجود آمده است. این تغییرات خیلی خوب است ناشکر نیستیم. ولی در این تحولات جای خالی بعضی چیزها بدجوری به چشم می‌آید.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 25 آذر1393 | 10:33 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
چند روز پیش برای خرید به یکی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای رفته بودم. صف صندوق شلوغ بود و من مریض‌احوال، شهروند مهربانی که جلوی من در صف ایستاده بود لطف کرد و گفت مراقب سبد هست و من رفتم در گوشه‌ای نزدیک صندوق نشستم تا نوبتم شود.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 19 آذر1393 | 3:5 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
محققین به این نتیجه رسیده‌اند کسانی که در پایان روز چند دقیقه به بررسی عملکرد خود پرداخته و مسائلی را که با آن مواجه شده‌اند تحلیل می‌کنند از آرامش بیشتری برخوردارند. همین اندیشمندان متوجه شده‌اند نوشتن خاطرات در پایان روز می‌تواند از استرس بکاهد. این تحقیقات نشان داده است انجام این دو کار ساده می‌تواند باعث تخلیه روانی و آرامش افراد شود.

خوب این هم یک پیشنهاد ساده برای رسیدن به آرامش. می‌شود در پایان روز، وقتی مشغول انجام کارهای روزمره هستیم در ذهن خود فعالیت‌هایمان را مرور کنیم. به خاطر کوتاهی‌ها و اشتباهات خودمان را ببخشیم. برای کارهای مفید و سودمند به خود تبریک بگوییم. برای پایبندی به برنامه‌ها و موفقیت‌ها خودمان را تشویق کنیم و از همه مهم‌تر قبل از خواب خاطرات خوب و شاد زندگی را پررنگ کرده و به آن‌ها فکر کنیم. در همین بررسی مشخص‌شده این موضوع خوابی زیبا و آرام را به همراه دارد. بهتر است به یاد داشته باشیم که توجه به نکات ساده بهداشت روانی مانند رعایت اصول بهداشت فردی برای داشتن یک زندگی سالم ضروری است.



تاريخ : چهارشنبه 19 آذر1393 | 3:4 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
عروس جوان فنجان‌ها را از چای تازه‌دم و خوش‌رنگ پر کرد و به سالن رفت. اول چای را جلوی مادر شوهرش گذاشت، بعد شوهرش آخر هم خودش. سه نفر با شادی چای نوشیدند و عکس‌های جشن عروسی را با لذت نگاه کردند. موبایل تازه‌داماد زنگ خورد. مرد برای جواب دادن به اتاق رفت. زن فنجان‌های خالی را جمع کرد. در همین حال مادر شوهر گفت: عزیزم یک چای دیگه برای من می‌آوری؟ زن با مهربانی گفت: بله مادر.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 17 آذر1393 | 2:55 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که
همسایه اش درحال آویزان کردن رخت های شسته است و گفت:
لباسها چندان تميز نيست. انگار نميداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس شویی بهتری بخرد
همسرش نگاهی کرد اما چيزی نگفت.
هربار که زن همسایه لبا سهای شسته اش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان همان حرف را
تکرار می کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لبا سهای تميز روی بند رخت تعجب کرد و به
همسرش گفت:
یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده
مرد پاسخ داد من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجر ههایمان را تميز کردم 



تاريخ : یکشنبه 16 آذر1393 | 12:39 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك اکواريوم ساخت و با قراردادن يک ديوار شيشه اى در وسط اکواريوم آن را به دو بخش تقسيم کرد.در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى داد.او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر باربا ديوار نامريي که وجود داشت برخورد مى کرد، همان ديوار شيشه اى که او را از غذاى مورد علاقه اش جدا مى کرد…پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن سوي آکواريوم نيز نرفت!می دانيد چرا ؟ديوار شيشه اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت تر و بلندتر مى نمود و آن ديوار، ديواربلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند وغير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش



تاريخ : یکشنبه 16 آذر1393 | 12:37 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

برای اینکه شادباشی باید گاهی به خودت هدیه بدهی!

هرروز با نگاه کردن به طبیعت، آسمان، درخت و خورشید رنگ‌های زیبا را به چشمانت تقدیم کن.


ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 9 آذر1393 | 1:44 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
این خیلی بد است که به یکدیگر اطمینان نداشته باشیم. وقتی در جامعه‌ای روح بی‌اعتمادی جاری شود، نتیجه همین می‌شود که شاهدیم. هرکس خودش می‌شود قانون‌گذار و قاضی و مجری.خودمان می‌بریم و می‌دوزیم و می‌پوشیم. هرج‌ومرج روال عادی زندگی می‌شود. روابط غلط، پرخاشگری و احساسات و سلایق شخصی می‌شود قانون و هرروز نامی به خود می‌گیرد. اگر دقیق باشیم تکرار هرروزه این ماجرا را در اطراف خود می‌بینیم. شاید بعضی مسائل کوچک باشد و به نظر بی‌اهمیت بیاید ولی اتفاق‌های بزرگ نتیجه رشد همان افکار کوچک و به‌ظاهر کم‌اهمیت است. آنکه



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 9 آذر1393 | 1:43 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
انگشت‌هایش در هم گره ‌خورده بود. دانه‌های درشت عرق روی پیشانی‌اش دیده می‌شد. به خاطر خشکی دهان خیلی سخت حرف می‌زد.
گفت: من اصلاً آدم خوبی نیستم چون هیچ‌وقت به فکر خانواده‌ام نبودم. تا بیست‌وسه چهارسالگی تنها کاری که کردم درس خواندن بود از صبح تا شب فقط درس می‌خواندم!


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 4 آذر1393 | 11:57 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
زندگی مثل یک فیلم است. یک فیلم جذاب. ما بازیگر این فیلم نیستیم. درواقع همه مسئولیت آن با ماست. ما نویسنده، بازیگر، کارگردان و تدوین گر طراح صحنه و لباس و آهنگساز فیلم هستیم.
می‌توانیم هر جور خواستیم بنویسیم، هر صحنه‌ای دوست داشتیم برای فیلم انتخاب کنیم. موسیقی بسازیم، بازی کنیم برخی را به این فیلم دعوت کنیم، آنچه را نمی خواهیم حذف کنیم. خلاصه آن‌قدر بنویسیم و بازی کنیم و بسازیم تا آنچه را که دوست داریم به دست آوریم.
ولی یک نکته را نباید فراموش کرد. اگر ما برای فیلم زندگی خود تصمیم نگیریم دیگران زندگی ما را خواهند ساخت، آن‌وقت تنها بازیگرانی خواهیم بود که هرچه دیگران نوشته‌اند و می‌گویند باید بازی کنیم.
چنین فیلمی اصلاً جذاب نیست.


تاريخ : یکشنبه 2 آذر1393 | 5:43 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
یادش به خیر قدیم‌ها. وقتی یکی عصبانی می‌شد یا دعوایی رخ می‌داد، فقط کافی بود بزرگ‌تری ریش‌سفیدی بین اهل دعوا برود و بگوید: آرام باش یه صلوات بفرست! آن‌وقت طرفین به احترام بزرگ‌تر صلواتی می‌فرستادند و آرام می‌شدند. اگر هم بین دو طرف اختلاف سن زیاد بود به‌محض اینکه یک نفر می‌گفت: تو کوچک‌تری احترام سنش را نگهدار! فرد کوچک‌تر آرام می‌شد و دعوا فیصله می‌یافت. به همین سادگی. به خاطر همین بود که خیلی کم شاهد نزاع و بگوومگو و درگیری بودیم اگر هم دعوایی پیش می‌آمد



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 29 آبان1393 | 8:47 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
برای تعیین طول عمر خود به اینجا مراجعه کنید



تاريخ : پنجشنبه 29 آبان1393 | 8:18 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
خیلی خوشحالم. مدت‌ها بود که خانه اینقدرشلوغ نشده بود. اصلاً باورم نمی شه. عروسم همه استکان و نعلبکی‌های دم دست را برداشته، فنجان‌های کمد عقبی را هم درآورده بازهم به همه چای نرسید. به خاطر همین مجبور شدن تند فنجان‌ها را بشورند و از مهمان‌ها پذیرایی کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 25 آبان1393 | 10:46 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
سبزی‌خوردن یکی از خوراکی‌های پرطرفدار در ایران است. ایرانیان تنها ملتی هستند که سبزی‌ها را به این شیوه یعنی مخلوطی از سبزی‌های خام بدون هیچ چاشنی و سسی همراه با غذا استفاده می‌کنند و این عادت در ملل دیگر دیده نمی‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 20 آبان1393 | 2:22 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |



تاريخ : یکشنبه 18 آبان1393 | 10:55 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
  • کنترل سی
  • پاساد
  • ایران سافت