سایت حرف دل نیز با همین شکل و طرح و به آدرس http://rezasalmani.ir/ راه اندازی شد

حرف دل را اینجا هم میتوان دید



تاريخ : یکشنبه 26 آبان1392 | 10:56 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
تاريخ : یکشنبه 6 مهر1393 | 2:52 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
درختان زیادی در جهان وجود دارد، ولی راز عظمت سرو در سبزی همیشگی آن است.
ستارگان بی‌شماری در دنیا می‌درخشند، ولی ما تنها از طلوع هرروزه خورشید مطمئن هستیم.
صاعقه بسیار پرنورتر از ماه است، ولی فقط چند ثانیه دوام دارد.
راز ماندگاری در جاودانگی است.
تنها آنچه همیشگی است ارزش دل بستن دارد.
دوستی نیز از این قاعده جدا نیست.
دوست واقعی، کسی است که همیشه حضور دارد.
حضور خودش مهم نیست. مهم تداوم مهر و محبتش است. مهم این است که تو مطمئنی وقتی به وجودش نیاز داری حتماً هست.
پس اگر می‌خواهی در قلبی کسی جاودانه شوی، همیشه باش. در خوبی و بدی، خوشی و ناخوشی.
شاید رگبار بهاری بسیار زیبا باشد ولی هیچ‌کس به امید بارش آن دانه‌ای را در خاک نمی‌کارد.


تاريخ : یکشنبه 6 مهر1393 | 12:41 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
اولش خیلی کوچک بودم. مثل یک جرقه. ظاهر می‌شدم و زود خاموش می‌شدم. ولی من تصمیم نداشتم کوتاه بیایم. می‌خواستم این‌قدر بگردم تا یک جای خوب پیدا کنم. پیش خیلی‌ها رفتم. آدم‌بزرگ، بچه، زن و مرد. بعضی‌ها به من اعتنا نمی‌کردند. خیلی‌ها اصلاً متوجه حضور من نشدند. یک عده‌ای من را مزاحم می‌دانستند و زود از خودشان دورم می‌کردند تا به بقیه کارها برسند. ولی من ناامید نشدم. آن‌قدر گشتم تا بالاخره یکی پیدا شد که به من اهمیت بدهد. یک آدم خیلی معمولی بود. روزی که دیدمش رفتم رومخش. او به من توجه کرد. من را از ذهنش بیرون نکرد. ازنظر او من ایده جالبی بودم. به من پروبال داد. حتی در مورد من با نزدیکانش صحبت کرد. بعضی‌ها به او خندیدند. خیلی‌ها گفتند خیالاتی شده. عده‌ای هم چیزی نگفتند و بی‌تفاوت از کنارش گذشتند. ولی او به خودش و من ایمان داشت. حالا من یک فکر کوچک نبودم تقریباً یک برنامه خوب و مرتب بودم و صاحبم را خیلی دوست داشتم. او توجه زیادی به من داشت وزندگی‌اش را بر اساس من تنظیم می‌کرد. همین فکر کردن‌ها و برنامه‌ریزها باعث شد که او تبدیل شود به یک آدم موفق. حالا دیگر یک آدم معمولی نیست. یک صاحب‌نظر است که افراد زیادی از او الگو می‌گیرند. جالبه کسانی که روزهای اول به او می‌خندیدند و فکر می‌کردند خیالاتی شده حالا می‌گویند: شانس آورده. واقعاً تعجب می‌کنم. آن‌ها اصلاً یادشان نیست من زمانی که یک ایده و فکر کوچک بودم سراغ آن‌ها هم رفتم ولی هیچ‌کدامشان به من توجه نکردند. شاید اگر آن‌ها هم به‌اندازه صاحبم در مورد من فکر می‌کردند و زحمت می‌کشیدند حالا موفق و شادمان بودند. ولی اشکال ندارد. ما فکرها و ایده‌ها خیلی زیادیم و عادت داریم مرتب بچرخیم و برویم سراغ مردم. اگر به ما توجه کنید و مراقب باشید بزرگ می‌شویم و کمک می‌کنیم که شما هم در کار وزندگی رشد کنید. فقط حواستان باشد که ما را دور نیندازید و از همه مهم‌تر به ما نخندید. کوچک‌ترین و خنده‌دارترین ما می‌تواند بزرگ‌ترین تغییرات را در زندگی شما به وجود بیاورد.


تاريخ : سه شنبه 1 مهر1393 | 3:26 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

پاییز نزدیک شده است. به همین سرعت شش ماه از سال گذشت.

انگار همین دیروز بود که سر سفره هفت‌سین نشستیم و شروع سال نودوسه را جشن گرفتیم.

این روزها که هوا لطافت مطبوعی دارد، درختان صد رنگ‌ شده‌اند و طبیعت زیبایی‌های خود را به رخ می‌کشد فرصت مناسبی است که با خود خلوت کنیم و بیندیشیم در این شش ماه چه کرده‌ایم.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 29 شهریور1393 | 12:55 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ،
ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ،
ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦ ِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ،
ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ،


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 شهریور1393 | 12:37 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

همیشه نیاز نیست برای زندگی بجنگیم

گاهی، البته فقط گاهی باید همه‌چیز را رها کرد

گاهی باید اجازه بدهیم زندگی ما را با خود ببرد

می‌شود گاهی نشست و تماشا کرد و منتظر عاقبت کار بود

همیشه مبارزه نیاز نیست

شاید گاهی شنا کردن در مسیر رود به سودمان باشد



تاريخ : دوشنبه 24 شهریور1393 | 12:35 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

مرد جوان خسته و کلافه وارد دفتر استادش شد.کیفش را گوشه‌ای انداخت و روی مبل نشست و گفت: استاد خسته شدم. دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم.

استاد به‌آرامی گفت: صبر کن همه‌چیز درست می‌شود.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 شهریور1393 | 12:34 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
این روزها تلویزیون جزء ثابت همه خانه‌هاست و وابستگی افراد به این وسیله آن‌قدر زیاد است که تقریباً مانند یکی از افراد خانواده با آن رفتار می‌شود.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 1:3 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
پسر کوچک به سمت پدرش رفت و گفت: بابا می شه بوست کنم؟پدر خشک و جدی گفت: مگه تو دختری؟ مرد باید جدی باشه.پسرک خشکش زد. درست معنی لغت جدی را نمی دانست.پدر زیر چشمی پسرک را نگاه کرد و دلش غنج رفت....پسر نوجوان دسته گل به دست سمت پدر رفت و گفت: بابا تولدت مبارک. پدر خیلی رسمی گفت: ممنون. گل خریدن کار بی فایده ایه. چون گل ها زود خشک می شود.

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 شهریور1393 | 2:48 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
همه ما آموخته ایم که از جسم خود مراقبت کنیم. اگر گرسنه شویم غذا می خوریم. خسته باشیم می خوابیم. روزی چند مرتبه دست هایمان را می شوییم. مسواک می زنیم. ورزش می کنیم و خلاصه هر کاری که برای سلامتی لازم است، می انجام دهیم. ولی بیشتر ما فراموش می کنیم که مراقب روح و روانمان باشیم. فراموش می کنیم که روان ما هم خسته و گرسنه می شود. احتیاج به ورزش دارد و حتی گاهی آلوده می شود و نیاز به شستشو دارد. ما باید همانگونه که مراقب جسم خود هستیم، از فکر و روحمان هم مواظبت کنیم. سلامت تنها زمانی به دست می آید که جسم و روح پایاپای و درکنار هم رشد کنند و آرامش داشته باشند.

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 15 شهریور1393 | 10:13 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
هیچ دقت کردید تازگی‌ها مد شده وقتی چند نفر دورهم جمع می‌شوند، همه باهم از بدی‌های تکنولوژی و وسایل مدرن و دنیای نو و این‌جور چیزها حر ف می‌زنند و همه باهم نظر می‌دهند این پیشرفت‌ها باعث دوری و تنهایی آدم‌ها شده ؟جالب‌ترین موضوع اینه، کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند همه موبایلی، تبلتی چیزی دستشونه در حین اظهارنظر دارن با این وسایل کارمی کنن!خوب هرکس برای

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 11 شهریور1393 | 10:56 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
برای موفقیتبا خودت صادق باش.وقتی مشکلی پیش می‌آید، صادقانه قضاوت کن و خطاهایت را بپذیر.تصور نکن همیشه دیگران مقصرند و آنان کوتاهی کرده‌اند.مقصر شناختن دیگران تنها راهی برای فرار از مسئولیت و قبول اشتباه نیمی از موفقیت است.هرگاه به این درجه از آگاهی رسیدی که توانستی نقص‌هایت را ببینی، بدان که در جاده پیروزی قدم برمی‌داری.

تاريخ : چهارشنبه 5 شهریور1393 | 2:56 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

از صبح حال خوبی نداشت. گلودرد، سرگیجه و تب همه باهم به سراغش آمده بود. وارد بانک شد و با همکاران حال و احوال کرد. دوستش با او دست داد و گفت: چی شده؟ می دونی اول ماه، بانک شلوغه می خوای از زیر کار دربری؟

رئیسش آمد کنارش و گفت: یک‌ کم آب به صورتت بزن این‌قدر بی‌حال نباشی. مشتری باید از شما انرژی بگیره!



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 4 شهریور1393 | 7:32 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
براي غلبه بر استرس هاي روزانه، نياز به سفر نيست و راه هاي سريع تري هم پيدا مي شود. دکتر دوايي،روانشناس، عضو عيات علمي پژوهشکده علوم شناختي ايران در هفته نامه زندگی مثبت نوشت:در

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 4 شهریور1393 | 7:31 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
  • کنترل سی
  • پاساد
  • ایران سافت