X
تبلیغات
حرف دل
سایت حرف دل نیز با همین شکل و طرح و به آدرس http://rezasalmani.ir/ راه اندازی شد

حرف دل را اینجا هم میتوان دید



تاريخ : یکشنبه 26 آبان1392 | 10:56 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
دختر کوچولو و پدرش از رو پلي مي گذشتن. پدر يه جورايي مي‌ترسيد، واسه همين به دخترش گفت: عزيزم، لطفا دست منو بگير تا نيفتي تو رودخونه. دختر کوچيک گفت: نه بابا، تو دستِ منو بگير. پدر که گيج شده بود با تعجب پرسيد: چه فرقی می‌کنه؟ دخترک جواب داد: اگه من دستت را بگيرم و اتفاقي برام بيفته ، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما اگه تو دست منو بگيري، من با اطمينان ميدونم هر اتفاقي هم که بيفته، هيچ وقت دستم رو ول نمي‌کني. در روابط دوستانه ، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست ، به عهد و پیمان‌هاش هست. پس دست کسی رو که دوست داری بگیر، بجای این که توقع داشته باشی اون دست تو رو بگیره

تاريخ : دوشنبه 1 اردیبهشت1393 | 12:9 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !
این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !!

2- یک قلــب پـــاک؛
از تمــــام مــعـــــابـــد و مســـاجــــد
و کلیـــســـا هــــای دنیـــــا مــقـــدس تـــر است ...


ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 31 فروردین1393 | 2:5 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

اوضاع مالی اش خوب نبود. نزدیک شدن روز مادر نگرانش می کرد. یاد سال های قبل افتاد که چه راحت برای مادرش هدیه می خرید. طلا، جواهر، لباس های گرانقیمت، مسافرت با تورهای درجه یک . ولی امسال همه چیز زیر و رو شده بود. دلش می خواست مادرش را خوشحال کند. خیلی فکر کرد و بالاخره تصمیم خودش را گرفت.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 31 فروردین1393 | 9:16 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
سلمانی ندوشن محمدرضا

تاريخ : جمعه 29 فروردین1393 | 9:43 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
محمدرضاسلمانی ندوشن

خالق صد سال تنهایی متولد سال 1927 روز پنجشنبه در خانه اش در شهر مکزیکو سیتی از دنیا رفت



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 29 فروردین1393 | 11:18 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

وقتی گوشیت زنگ میخوره و تو نمیخوای جواب بدی،انگار صداش بلندتر میشه!!!

*******

وقتی حقت رو میخورن، قانون هیچ کاره ای نیست، اما فقط کافیه حق یکی رو بخوری، تمام مواد و تبصره های قانون بر علیه‌ت استفاده میشن!

*******



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 29 فروردین1393 | 10:43 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

روز سه‌شنبه در کلاس پنجم دبستان، به دانش‌آموران گفتم که شنبه امتحان تاریخ و جغرافیا دارید: شفاهی

روز پنجشنبه گفتم: امتحان تاریخ و جغرافیا داریم. همین امروز: کتبی.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 29 فروردین1393 | 10:43 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

1.گیر دادن به زن نگرفتن پسرها
2.خواستگار معرفی کردن به دخترها
3.گیر دادن به بچه دار نشدن زوج ها
4.تورم
5.کلاه قرمزی



تاريخ : جمعه 29 فروردین1393 | 10:42 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود ، پس می داد.
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.

وقتی پیرمرد طمع کار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشنهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد،



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 26 فروردین1393 | 2:43 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت: من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 26 فروردین1393 | 2:37 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

حالش خیی بد بود. اوضاع از آنچه که شنیده  بود و تصور می کرد بسیار وحشتناک تر بود. با خود اندیشید تمام مشکلات این مدت در مقابل شرایط کنونی هیچ است. احساس می کرد هزاران کلاغ نوک های تیز خود را در بدنش فرو می کنند. فکر کرد وقتی ببینمش انتقام تمام این سختی ها را از او خواهم گرفت. از این فکر عصبانی ترشد . فکر اینکه اجازه داده است یک ناشناس تا این حد آزارش دهد ولی بیش از همه از خودش ناراحت بود. از اینکه فریب خورده بود. فریب دروغ هایی که به او گفته بودند و او چه ساده حرف های مادر و مادر بزرگ و خاله و عمه را باور کرده بود که همه از شیرینی و حلاوت این دوران سخن می گفتند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 فروردین1393 | 9:10 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

اي که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌
عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست
‌عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 فروردین1393 | 8:32 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
یک مرد باید مرد باشه. اصلا از این حرفهای صدمن یه غاز خوشم نمی یاد. با تساوی زن و مرد هم از اصل و بنیان مخالفم!
من که اینطوری عمل می کنم. زندگی خوب و آرام و ساکتی هم دارم. کسی هم معترض نیست! حالا هرکی هرچی دوست داره بگه. تعجب نکنید. ببینید من چی کار می کنم شما هم اگر دوست داشتید مثل من باشید و از جذبه مردانه خود لذت ببرید!


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 19 فروردین1393 | 1:46 بعد از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |

یک سری از اساتید دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اون ها رو توی یه

هواپیما نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن

که این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست

وقتی اساتید محترم این خبر رو شنیدن، همه از دم اقدام به فرار کردن همه

رفتن به سمت در خروجی، به جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود

ازش پرسیدن: چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی

استاد با خونسردی گفت:اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه که شک دارم

پرواز بکنه، تازه اگه روشن بشه

 

 



تاريخ : شنبه 16 فروردین1393 | 10:43 قبل از ظهر | نویسنده : محمدرضاسلمانی ندوشن |
  • کنترل سی
  • پاساد
  • ایران سافت